حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

42

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

ديوخس گفت : اندوه شما نه از آن است كه او به منزل كرامت خواهد رسيد و لكن از بازماندن شماست به منزل خارى . « 1 » ليناس گفت : هر دو راست گوييد و شما ستون خانه‌اى بوده‌ايد كه در آن خانه چراغها بود و ستون بزرگتر كه ارسطو است بيفتاد و سنگينى سقف بر ديگر ستونها آمد و چراغ روشنتر را كه ارسطو بود بنشاند ، خانه را روشنى كم شد و تاريكى افزون گرديد و شما نه از آن افتادن ستون و چراغ غمگينيد بلكه از تاريكى خانه و گرانى سقف ، بر ديگر ستونها كه بار علم و تعاليم مردم كه بر ارسطو بود ، بر شما افتاد و رنج شما زيادتر گرديد و اين منزلى كه روز تا روز به رنج او زيادتر گردد و ابتلا به فراق احباب روى دهد اگرچه صبر در اين امور مزيد كرامت است ، پس از مرگ رشتهء الفت به اين منزل گسيخته‌تر گردد و الفت و دوستى مرگ افزون گردد و همان حال ارسطو براى شاگردان ان شاء اللّه روى دهد . پس شيماس روى به ارسطو نمود ، گفت : اى پيشرو حكمت و چاووش و آموزانندهء بزرگ ما را بياگاهان تا چيست نخست‌ترين چيزى كه جويندهء حكمت را به كار آيد ؟ و دانش و شناسايى او مقدّم باشد و جويندهء حكمت را مدد نمايد ؟ و اين بهترين سؤالى است كه سؤال مىشود . [ علم نفس انفع علوم است ] ارسطو گفت : چون روان ، معدن حكمت باشد نخست‌تر دانشى كه او را به كار آيد ، دانش نفس است . حكمت نظرى علم به احوال موجودات است از صدر تا ساقه و از ذرّه تا درّه ، به همان‌طورىكه هستند و به همان واقعيّتى كه وقوع دارند ، به اندازهء طاقت و قوّهء بشرى كه آن انتها ندارد . و حكمت عمليّه ، نهادن هر چيزى را در جاى خودش و در مرتبه‌اى كه دارد به همان‌طورى كه سزاوار است بدون تعدّى و تجاوز دادن او را از آن مقامى كه سزاوار است به اندازهء سر مويى و البته اين حكمت عملى موقوف است به حكمت نظريّه كه جاى نهاد هر چيزى را بايد بداند و سزاوارى و لياقت هر چيزى را به هر چيزى بداند كه در حكمت عملى آن دانش خود را معمول بدارد و آن حكمت نظرى بدون حكمت عملى فايده و

--> ( 1 ) - ظاهرا اين كلمه با واو معدوله « خوارى » بوده و سهوا بدون واو نوشته شده است .